در مرحله دوم کارآموزی کانون وکلا، شش ماه تمام، هر روز اداری غیر از تعطیلات، یک گزارش. این عدد در متن آییننامه نوشته شده و کسی هم قرار نیست کوتاه بیاید. اما گلوگاه واقعی کارآموز، سرعت تایپ نیست. گلوگاه این است که گزارش محاکم اصلاً «روایت جلسه» نیست؛ ترجمه جلسه به زبان آیین دادرسی است. یک مدل زبانی میتواند فارسی بینقص و رسمی بنویسد و همچنان نداند جمله «خوانده گفت این ملک اصلاً به من ربطی ندارد» باید در کدام بند ماده ۸۴ بنشیند و چرا اگر امروز ثبت نشود، فردا دیگر قابل طرح نیست.
در فضای فارسی، بحث «هوش مصنوعی و گزارشنویسی کارآموزی» معمولاً به دو اردوگاه بیفایده تقسیم میشود: یکی میگوید ابزارها گزارش را در سی ثانیه مینویسند، دیگری میگوید استفاده از آنها تقلب و دور زدن مهارتآموزی است. هر دو، پرسش را اشتباه طرح کردهاند. پرسش درست این است: در فرآیندی که تکلیف قانونیاش مشخص است، دقیقاً کدام بخش کار «ساختاردهی» است و کدام بخش «تشخیص حقوقی»؟ چون بخش اول را میشود و باید به ابزار سپرد، و بخش دوم همان چیزی است که اختبار شفاهی از شما میپرسد و هیچ ابزاری آن روز کنار دست شما نیست.
اول عددها؛ تکلیف شما دقیقاً چقدر است
پیش از هر بحثی درباره ابزار، باید بدانید حجم کار چیست، چون همین حجم است که تعیین میکند کجا اتوماسیون منطقی است و کجا اسراف وقت. دو نظام کارآموزی در ایران فعال است و تکالیف گزارشنویسیشان کاملاً متفاوت است.
کانونهای وکلای دادگستری. بر اساس ماده ۵۴ آییننامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری (مصوب ۱۴۰۰ رئیس قوه قضاییه)، دوره کارآموزی سه مرحله دارد. مرحله اول دو ماه است و صرف جلسات علمی و کارگاههای آموزشی میشود. مرحله دوم، که موضوع اصلی این نوشته است، شش ماه طول میکشد و کارآموز در آن «هر روز، به غیر از ایام تعطیل، تمام وقت اداری در مراجع قضایی حضور مییابد و روزانه از یک پرونده دارای وقت رسیدگی یا در حال رسیدگی، گزارش تهیه مینماید». آییننامه فهرست مراجع را هم باز میگذارد: شعب دادیاری و بازپرسی، دادگاههای حقوقی، خانواده، کیفری یک و دو، انقلاب، تجدیدنظر و دوایر اجرای احکام. مرحله سوم هفت ماه است و زیر نظر وکیل سرپرست میگذرد.
مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضاییه. دستورالعمل کارآموزی مرکز، دوره را هجدهماهه تعریف کرده و در ماده ۲۹ تکلیف حضور را «۴ روز در ماه، یک روز در هفته، و طی مدت ۱۸ ماه جمعاً ۷۲ روز» با «تهیه ۲۰ فقره گزارش» تعیین کرده است. علاوه بر آن، ماده ۲۵ همان دستورالعمل، کار پژوهشی را با یک گزینه جایگزین پیشبینی کرده که برای بحث ما مهم است: «سه گزارش نقد رأی». نقد رأی، برخلاف گزارش جلسه، متن تحلیلی است و قواعد نگارشی کاملاً دیگری دارد.
این ارقام از متن آییننامه و دستورالعمل نقل شدهاند، اما هر کانون و هر کمیسیون کارآموزی بخشنامهها و قالبهای داخلی خودش را دارد و این بخشنامهها تغییر میکنند. پیش از آنکه بر مبنای این اعداد برنامهریزی کنید، آخرین اطلاعیه کمیسیون کارآموزی خودتان را ببینید. اختلاف یک نسخه قالب، همان چیزی است که گزارش را برمیگرداند.
حالا این عدد را کنار واقعیت بگذارید. یک کارآموز کانون در مرحله دوم، بیش از صد گزارش تولید میکند. اگر برای هر گزارش نیم ساعت صرف قالببندی، مرتب کردن یادداشتها و رسمی کردن لحن بشود، دهها ساعت از آن شش ماه فقط خرج شکل میشود، نه محتوا. این دقیقاً همان بخشی است که باید خودکار شود. اما پیش از خودکارسازی باید بدانید که در آن قالب چه چیزی قرار است بنشیند.
گزارش، خلاصه جلسه نیست؛ نقشه آیینی جلسه است
شایعترین اشتباه گزارشهای کارآموزی این است که متن، یک روایت زمانی است: «ساعت ده جلسه تشکیل شد، خواهان اظهار داشت، خوانده پاسخ داد، دادگاه ختم جلسه را اعلام کرد». چنین متنی حتی اگر بیغلط و رسمی باشد، از نظر ارزیابیکننده تقریباً بیارزش است، چون به هیچ پرسش حقوقیای پاسخ نمیدهد. وکیل سرپرست یا عضو کمیسیون، بعد از خواندنش هنوز نمیداند در آن جلسه چه چیزی از نظر حقوقی «اتفاق افتاد».
راه سادهتری برای فکر کردن به آن هست. هر جلسه رسیدگی سه لایه تولید میکند و گزارش خوب هر سه را از هم جدا نگه میدارد:
لایه یکم، آنچه گفته شد. اظهارات طرفین، توضیحات، شکایتها، توصیف ماجرا. این لایه بیشترین حجم جلسه را میگیرد و کمترین ارزش حقوقی را دارد، مگر بخشی از آن به اقرار تبدیل شود که در ادامه به آن میرسیم.
لایه دوم، آنچه در مقام آیین رخ داد. ایرادی مطرح شد یا نشد؟ سندی مطالبه شد و ارائه نشد؟ خواسته تغییر کرد؟ دعوای متقابل طرح شد؟ نسبت به سندی اظهار انکار یا تردید شد؟ این لایه در جلسه معمولاً کوتاه است، گاهی در یک جمله رد و بدل میشود، و تقریباً تمام ارزش حقوقی گزارش در آن است.
لایه سوم، آنچه دادگاه تصمیم گرفت. قرار، دستور، تعیین وقت، ارجاع به کارشناسی، اعلام ختم دادرسی. اینجا هم صرف ثبت تصمیم کافی نیست؛ گزارش باید بگوید آن تصمیم چه اثری بر مسیر پرونده میگذارد.
گزارشی که فقط لایه یکم را دارد، انشا است. گزارشی که هر سه لایه را دارد و لایه دوم را به مواد قانونی گره میزند، سند حرفهای است. تفاوت این دو، مهارت نگارش نیست؛ مهارت تشخیص است. و این همان جایی است که باید بدانید ابزار هوشمند تا کجا میتواند همراهتان بیاید.
«اولین جلسه دادرسی»؛ عبارتی که تمام ارزش گزارش را تعیین میکند
اگر قرار باشد از تمام این نوشته یک چیز را نگه دارید، این باشد: در هر گزارش جلسه، پیش از هر چیز مشخص کنید که آن جلسه اولین جلسه دادرسی بوده است یا نه. چون قانون آیین دادرسی مدنی، شمار زیادی از حقهای آیینی را به همین یک نقطه گره زده و پس از آن، آن حقها یا از بین میروند یا ماهیتشان عوض میشود. کارآموزی که این نکته را نمیداند، ممکن است مهمترین رویداد حقوقی جلسه را اصلاً یادداشت نکرده باشد، چون در ظاهر چیز خاصی نگذشته است.
فهرست آنچه به پایان اولین جلسه دادرسی گره خورده، کوتاه نیست:
- ایرادات. ماده ۹۰ قانون آیین دادرسی مدنی: هرگاه ایرادات تا پایان جلسه اول دادرسی اعلام نشده باشد، دادگاه مکلف نیست جدا از ماهیت دعوا نسبت به آن رأی دهد. یعنی ایرادی که در جلسه اول مطرح نشود، امتیاز رسیدگی مستقل و مقدماتی خود را از دست میدهد.
- تغییر یا افزایش خواسته. ماده ۹۸: خواهان میتواند خواسته را کم کند، اما افزایش خواسته یا تغییر نحوه دعوا یا خواسته یا درخواست، تنها تا پایان اولین جلسه دادرسی و به شرط ارتباط با دعوای اصلی ممکن است.
- دعوای متقابل. ماده ۱۴۳ ناظر بر همین محدودیت زمانی است و دعوای متقابل باید تا پایان اولین جلسه دادرسی اقامه شود. دفاعیاتی مانند تهاتر یا صلح، دعوای متقابل نیستند و مشمول این تشریفات نمیشوند.
- انکار و تردید نسبت به سند. ماده ۲۱۷: اظهار انکار یا تردید نسبت به دلایل و اسناد باید تا اولین جلسه دادرسی به عمل آید، مگر دلیل ابراز شده در جریان دادرسی ارائه شود.
- ارائه اصول اسناد. ماده ۹۶: خواهان باید اصل اسنادی را که رونوشتشان پیوست دادخواست شده در جلسه دادرسی حاضر کند و خوانده نیز اصل و رونوشت اسناد مورد استنادش را. ضمانت اجرای آن آرام نیست: اگر سند عادی باشد و مورد تردید یا انکار قرار گیرد، در مورد خوانده از عداد دلایل او خارج میشود و در مورد خواهان، اگر دادخواست مستند به دلیل دیگری نباشد، در آن خصوص ابطال میگردد.
در گزارش، «جلسه اول» و «اولین جلسه دادرسی» را یکی نگیرید. جلسهای که بهدلیل نقص ابلاغ یا عدم حضور تجدید میشود، ممکن است اولین جلسه دادرسی محسوب نشود و مهلتهای ماده ۹۰ و ۹۸ هنوز باز باشد. این تشخیص، خودش یکی از چیزهایی است که ارزیابیکننده در گزارش شما دنبالش میگردد و هیچ ابزار عمومیای آن را از روی یادداشت خام تشخیص نمیدهد.
یازده قفسه ماده ۸۴؛ فهرست بازبینی که باید در ذهنتان باز باشد
ماده ۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی یازده مورد را برمیشمارد که خوانده میتواند ضمن پاسخ نسبت به ماهیت دعوا به آنها ایراد کند. این فهرست، عملاً چکلیست شنیداری کارآموز در جلسه است. وقتی خوانده حرف میزند، شما باید همزمان از خودتان بپرسید حرف او در کدام یک از این خانهها مینشیند:
- دادگاه صلاحیت نداشته باشد.
- دعوا بین همان اشخاص در همان دادگاه یا دادگاه همعرض دیگری قبلاً اقامه شده و تحت رسیدگی باشد، یا دعوایی باشد که با ادعای خواهان ارتباط کامل دارد.
- خواهان به جهتی از جهات قانونی از قبیل صغر، عدم رشد، جنون یا ممنوعیت از تصرف در اموال در نتیجه حکم ورشکستگی، اهلیت قانونی برای اقامه دعوا نداشته باشد.
- ادعا متوجه شخص خوانده نباشد.
- کسی که به عنوان نمایندگی اقامه دعوا کرده، از قبیل وکالت یا ولایت یا قیمومت، سمت او محرز نباشد.
- دعوای طرحشده سابقاً بین همان اشخاص یا قائممقام آنان رسیدگی و نسبت به آن حکم قطعی صادر شده باشد.
- دعوا بر فرض ثبوت، اثر قانونی نداشته باشد، از قبیل وقف و هبه بدون قبض.
- مورد دعوا مشروع نباشد.
- دعوا جزمی نبوده بلکه ظنی یا احتمالی باشد.
- خواهان در دعوای مطروحه ذینفع نباشد.
- دعوا خارج از موعد قانونی اقامه شده باشد.
ثبت درست شماره بند، تشریفات نیست؛ اثر حقوقی متفاوتی دارد. بند یکم، اگر دادگاه خود را صالح نداند، به صدور قرار عدم صلاحیت میانجامد و پرونده به مرجع صالح فرستاده میشود. سایر موارد ماده ۸۴، در صورت وارد بودن، به قرار رد دعوا ختم میشوند. گزارشی که فقط نوشته «خوانده ایراد کرد»، این تفاوت را پنهان کرده است.
سه بند هست که کارآموزان بیش از همه با هم اشتباهشان میگیرند و ارزش دارد یک بار برای همیشه در ذهنتان تفکیک شود:
بند ۴ در برابر بند ۱۰. «ادعا متوجه خوانده نیست» یعنی طرف اشتباهی را طرف دعوا قرار دادهاند؛ خوانده کسی نیست که تعهد یا مسئولیت بر عهده اوست. «خواهان ذینفع نیست» یعنی طرف مقابل مشکلی ندارد، خودِ خواهان است که نفعی در این دعوا ندارد. یکی به سمت خوانده نگاه میکند و دیگری به سمت خواهان. جمله «من که مالک نیستم، باید از مالک بخواهد» بند ۴ است. جمله «این ملک اصلاً مال برادر ایشان است، خودشان چهکارهاند» به بند ۱۰ نزدیکتر است.
بند ۵. عدم احراز سمت، ایرادی است ناظر بر نماینده، نه اصیل. وقتی وکالتنامه ناقص یا فاقد تمبر است، بحث اهلیت خواهان (بند ۳) نیست؛ سمتِ کسی است که به نمایندگی اقامه دعوا کرده. کارآموزی که این را در گزارش جابهجا بنویسد، در اختبار شفاهی همانجا متوقف میشود.
کدام جمله اقرار است و کدام فقط حرف
در لایه یکم جلسه، یعنی اظهارات، یک چیز هست که ارزشش با همه بقیه فرق دارد: اقرار. ماده ۲۰۲ قانون آیین دادرسی مدنی تکلیف را روشن کرده است: هرگاه کسی اقرار به امری نماید که دلیل ذیحق بودن طرف او باشد، دلیل دیگری برای ثبوت آن لازم نیست. یعنی یک جمله در جلسه، میتواند کار ده برگ سند را بکند.
این برای گزارشنویسی دو نتیجه بسیار عملی دارد.
نتیجه اول: اقرار را هرگز خلاصه نکنید، عیناً نقل کنید. اگر خوانده گفته است «بله، مبلغ را در تاریخ فلان دریافت کردم اما بابت بدهی قبلی بود»، نوشتن «خوانده دریافت وجه را پذیرفت» گزارش را خراب میکند، چون قید دوم را حذف کرده است. آن قید ممکن است اقرار را از یک اقرار ساده به اقرار مقید تبدیل کند و بحث تجزیهپذیری یا تجزیهناپذیری اقرار را باز کند. خلاصهسازی در همین یک نقطه، یعنی از دست دادن دقیقاً همان چیزی که باید ثبت میشد.
نتیجه دوم: بین «اقرار» و «توضیحات» مرز بگذارید. بسیاری از چیزهایی که در جلسه گفته میشود اظهار نظر، گلایه یا تفسیر است، نه اِخبار به حقی به ضرر خود. گزارشی که همه اظهارات را با یک وزن مینویسد، خواننده را مجبور میکند خودش این تفکیک را انجام دهد و این دقیقاً کاری است که قرار بود شما انجام دهید.
و اینجا اولین محدودیت جدی ابزارهای عمومی روشن میشود: مدل زبانی برای «خلاصه کردن» بهینه شده است. رفتار پیشفرض آن، فشرده کردن جملههای طولانی و حذف قیدهای بهظاهر زائد است. همان کاری که نباید با اقرار بکنید. اگر یادداشت خام خود را به یک ابزار میسپارید، باید صریحاً بگویید کدام بخشها باید عیناً و بدون بازنویسی منتقل شوند.
مرز واقعی: ابزار چهکاری را خوب انجام میدهد و چهکاری را نباید بکند
حالا که تصویر حقوقی روشن است، میشود صادقانه گفت هوش مصنوعی در این فرآیند کجا میایستد. سه کار هست که واقعاً و بهخوبی انجام میدهد:
یک. ساختاردهی. یادداشتهای پراکنده جلسه را در قالب متعارف گزارش میچیند: مشخصات پرونده، خواسته، گردشکار، اظهارات طرفین به ترتیب، رویدادهای آیینی، تصمیم دادگاه، تحلیل. همان چیزی که اگر دستی انجام دهید، هر روز نیم ساعت از وقتتان را میگیرد.
دو. یکدستسازی زبان. تبدیل لحن محاورهای یادداشت به ادبیات رسمی و اداری، بدون اطناب. کارآموزی که هنوز به این ادبیات مسلط نشده، با دیدن ده خروجی ساختاریافته، الگو را سریعتر از ده جلسه درس درونی میکند.
سه. برجسته کردن جاهای خالی. این ارزشمندترین کاربرد است و کمتر از آن استفاده میشود. وقتی ابزار میپرسد «شماره کلاسه پرونده ثبت نشده»، «مشخص نیست این جلسه اولین جلسه دادرسی بوده یا خیر»، «تصمیم نهایی دادگاه در یادداشتها نیست»، شما را همان روز به سراغ صورتجلسه یا مدیر دفتر شعبه میفرستد، نه سه هفته بعد که چیزی یادتان نمانده است.
و سه کار هست که سپردنش به ابزار، خطای حرفهای است:
یک. طبقهبندی ایراد. اینکه اظهار خوانده در کدام بند ماده ۸۴ مینشیند، تحلیل حقوقی است نه استخراج متن. ابزار حدس میزند و حدسش قانعکننده به نظر میرسد، که بدترین حالت ممکن است.
دو. تشخیص اقرار. به دلیلی که گفته شد.
سه. نتیجهگیری درباره سرنوشت پرونده. بخش تحلیل گزارش، تنها جایی است که ارزیابیکننده واقعاً شما را میسنجد. متنی که مدل نوشته باشد، معمولاً عمومی، محتاط و بیخطر است و دقیقاً به همین دلیل بیارزش.
از همین تقسیمبندی، یک قاعده عملی برای نحوه درخواست از ابزار بیرون میآید: بهجای «از این یادداشتها یک گزارش کارآموزی بنویس»، بخواهید که مرتب کند و بپرسد. مثلاً: «این یادداشتهای خام از جلسه رسیدگی است. آنها را در قالب گزارش جلسه دادرسی مرتب کن. اظهارات طرفین را عیناً و بدون خلاصهسازی نقل کن. هر جا اطلاعات لازم نیست، بهجای حدس زدن، فهرستی از پرسشها بده. درباره ماهیت دعوا یا نتیجه احتمالی آن اظهار نظر نکن.» تفاوت خروجی این دو درخواست، تفاوت میان یک پیشنویس قابل استفاده و یک متن سرشار از حدسهای بیمأخذ است. اگر میخواهید در همین یک مهارت جدیتر شوید، راهنمای پرسیدن بهتر از دستیار حقوقی همین منطق را با جزئیات بیشتری باز کرده است.
مرزی که کارآموز باید بشناسد: چه چیزی را میشود جایی وارد کرد
این بخش را کمتر کسی جدی میگیرد و بیشترین ریسک را دارد. وقتی یادداشت جلسه را در یک سرویس آنلاین وارد میکنید، دارید اطلاعاتی را به بیرون از پرونده منتقل میکنید. پرسش این است که آن اطلاعات چه وضعیتی دارند.
یک تفکیک ساده اما تعیینکننده وجود دارد. اصل ۱۶۵ قانون اساسی محاکمات را علنی میداند و حضور افراد را بلامانع، مگر آنکه به تشخیص دادگاه علنی بودن منافی عفت عمومی یا نظم عمومی باشد یا در دعاوی خصوصی، طرفین تقاضای غیرعلنی بودن کنند. پس آنچه شما در یک جلسه علنی شنیدهاید، ذاتاً محرمانه نیست. اما گزارش کارآموزی معمولاً فقط از شنیدههای جلسه ساخته نمیشود؛ شماره کلاسه، مشخصات کامل اصحاب دعوا، محتوای لایحهها، اسناد پیوست و گاهی اطلاعاتی که از وکیل سرپرست یا از پرونده به دست آوردهاید هم واردش میشوند. آن بخش دوم، وضع دیگری دارد.
ماده ۳۰ قانون وکالت وکیل را مکلف کرده اسراری را که به واسطه وکالت از موکل مطلع شده و نیز اسرار مربوط به حیثیت و اعتبار او را حفظ کند. ماده ۶۴۸ قانون مجازات اسلامی، کتاب تعزیرات هم برای افشای اسرار مردم توسط کسانی که به مناسبت شغل یا حرفه خود محرم اسرار میشوند، حبس یا جزای نقدی مقرر کرده است. ارقام جزای نقدی این ماده بهموجب تعدیلهای دورهای تغییر کردهاند، بنابراین اگر لازم شد به رقمی استناد کنید، آن را از متن بهروز قانون بردارید نه از خاطر یا از یک وبلاگ حقوقی. آنچه برای بحث ما اهمیت دارد، اصل حکم است نه رقم آن.
معنای عملی اینها برای کارآموزی که هر روز یک گزارش مینویسد، سه قاعده ساده است:
- پیش از هر چیز، بینام کنید. برای مرتب کردن ساختار گزارش، ابزار به نام کامل اصحاب دعوا، کد ملی و شماره کلاسه نیازی ندارد. «خواهان» و «خوانده» کافی است. مشخصات واقعی را در نسخه نهایی، خودتان جایگذاری کنید.
- لایحه و دادنامه را کامل جایی نریزید. اگر واقعاً به تحلیل بخشی از یک سند نیاز دارید، همان بند را جدا کنید، نه کل سند را با سربرگ و مشخصات.
- سرویسی که استفاده میکنید را انتخاب کنید، نه اینکه اتفاقی به آن برسید. ابزار عمومی، ابزار سازمانی و دستیار تخصصی حقوقی، سیاستهای متفاوتی درباره نگهداری و استفاده از ورودی کاربر دارند. این تفاوت، برای متنی که مشخصات یک پرونده واقعی در آن است، بیاهمیت نیست.
وکیلدیجی بهطور مشخص برای همین جنس کار ساخته شده و میز کاری جدا برای کارآموزان و دانشجویان حقوق دارد، اما نکته اصلی این بخش انتخاب یک ابزار خاص نیست؛ این است که تصمیم درباره اینکه چه چیزی از پرونده از دست شما خارج میشود، خودش یک تصمیم حرفهای است و باید آگاهانه گرفته شود.
امضا پای گزارش، همچنان امضای شماست
ساختار نظارتی کارآموزی طوری طراحی شده که مسئولیت را جایی نگه دارد که هست. کارکرد ماهانه کارآموز به تأیید مرجع قضایی و کمیسیون کارآموزی میرسد، وکیل سرپرست بر انجام تکالیف نظارت میکند و در نهایت اختبار برگزار میشود. ماده ۶۲ آییننامه دروس اختبار را برشمرده است: حقوق مدنی، آیین دادرسی مدنی، قوانین و مقررات وکالت، حقوق کیفری، آیین دادرسی کیفری، حقوق تجارت و حقوق ثبت. و ماده ۶۳ شرط قبولی را کسب نمره ده از بیست در حداقل پنج درس و معدل کل دوازده از بیست تعیین کرده است.
به این فهرست دقت کنید: آیین دادرسی مدنی و کیفری، دو تا از هفت درساند. یعنی همان چیزی که هر روز در جلسات دیدهاید، در پایان دوره از شما پرسیده میشود، شفاهی، بدون هیچ ابزاری. کارآموزی که صد گزارش تحویل داده اما طبقهبندی ایرادات را خودش انجام نداده، در آن جلسه چیزی برای گفتن ندارد. این تنها استدلال واقعی علیه سپردن تحلیل به ابزار است و به اخلاق ربطی ندارد؛ کاملاً عملی است.
در سطح کلانتر، این همان قاعدهای است که در کل حرفه وکالت برقرار است: ابزار، مسئولیت را منتقل نمیکند. متنی که با کمک هوش مصنوعی تهیه شده و شما آن را تحویل دادهاید، متن شماست. این بحث را در مسئولیت حقوقی وکیل در استفاده از هوش مصنوعی مفصلتر باز کردهایم و منطقش برای کارآموز دقیقاً همان است، با یک تفاوت: کارآموز علاوه بر مسئولیت حرفهای، در حال ارزیابی شدن هم هست.
اسکلت عملی یک گزارش جلسه
قالب رسمی واحدی که همه کانونها بپذیرند وجود ندارد و باید قالب کمیسیون خودتان را مبنا بگذارید. اما ساختاری که در عمل نزد وکلای سرپرست جا افتاده، تقریباً همیشه این هشت بخش را دارد. اگر یادداشتبرداریتان را از قبل بر همین ترتیب سوار کنید، مرتب کردن بعدیاش، چه دستی و چه با ابزار، به چند دقیقه کاهش پیدا میکند.
- شناسه پرونده. مرجع رسیدگی و شعبه، شماره کلاسه، تاریخ و ساعت جلسه، نوع جلسه و اینکه آیا اولین جلسه دادرسی است.
- اصحاب دعوا و سمتها. خواهان، خوانده، وکلا یا نمایندگان و اینکه سمت هرکدام بر چه مبنایی است. حضور و غیاب را همینجا ثبت کنید.
- خواسته. عیناً همانطور که در دادخواست آمده، با بهای خواسته. بازنویسی خواسته به زبان خودتان، یکی از پرتکرارترین ایرادهایی است که به گزارشها گرفته میشود.
- گردشکار مختصر. از تقدیم دادخواست تا این جلسه، در حد چند خط. هدف این است که خواننده بداند این جلسه در کجای مسیر پرونده ایستاده.
- اظهارات طرفین. به ترتیب و با تفکیک روشن. هر جملهای که ممکن است اقرار باشد، داخل گیومه و عیناً.
- رویدادهای آیینی. مهمترین بخش. ایرادات مطرحشده با ذکر بند ماده ۸۴، تغییر خواسته، دعوای متقابل، انکار یا تردید نسبت به سند، درخواست ارجاع به کارشناسی، وضعیت ارائه اصول اسناد.
- تصمیم دادگاه. عین تصمیم، و بلافاصله پس از آن، اثر آن بر روند رسیدگی.
- تحلیل کارآموز. بخشی که باید کاملاً نوشته خودتان باشد: نقطه ضعف طرفین، آنچه به نظرتان باید مطرح میشد و نشد، پیشبینی مسیر بعدی و اقدام پیشنهادی.
اگر بخواهید همین اسکلت را به عادت روزانه تبدیل کنید، سادهترین راه این است که در جلسه فقط با همین هشت سرفصل یادداشت بردارید. تجربه بیشتر کارآموزان این است که پس از ده جلسه، شنیدنِ ساختیافته جای شنیدنِ روایی را میگیرد و همان لحظه که خوانده حرف میزند، میفهمید حرفش دارد به کدام خانه میرود.
پرسشهای پرتکرار
استفاده از هوش مصنوعی برای گزارش کارآموزی تخلف است؟
آنچه در مقررات کارآموزی ممنوع است، انجام ندادن تکلیف و ارائه کار دیگری به نام خود است، نه استفاده از ابزار نگارشی. کمک گرفتن برای مرتب کردن ساختار و یکدست کردن ادبیات، از جنس استفاده از نرمافزار واژهپرداز یا بانک قوانین است. اما اگر تحلیل حقوقی گزارش را هم ابزار نوشته باشد، شما کاری که موضوع ارزیابی بوده انجام ندادهاید. مرز عملی، همان مرز میان ساختاردهی و تشخیص است که در متن توضیح داده شد. در هر حال، ضوابط اعلامی کمیسیون کارآموزی خودتان مقدم است.
در گزارش، چطور بفهمم جلسه «اولین جلسه دادرسی» بوده است؟
جلسهای اولین جلسه دادرسی است که در آن امکان طرح دفاع ماهوی فراهم شده و طرفین با رعایت تشریفات ابلاغ برای رسیدگی دعوت شدهاند. جلسهای که به دلیل نقص ابلاغ یا موانع دیگر بدون امکان رسیدگی تجدید میشود، معمولاً اولین جلسه دادرسی به شمار نمیآید. چون آثار متعددی بر این عنوان بار است، اگر تشخیصش برایتان قطعی نیست، در گزارش هر دو احتمال را با ذکر دلیل بیاورید؛ این بسیار بهتر از یک ادعای قاطع نادرست است.
تعداد گزارشهای لازم برای کانون و مرکز وکلا چقدر است؟
بر اساس ماده ۵۴ آییننامه اجرایی لایحه استقلال، کارآموز کانون در مرحله دوم به مدت شش ماه هر روز اداری در مراجع قضایی حاضر میشود و روزانه از یک پرونده گزارش تهیه میکند. دستورالعمل کارآموزی مرکز وکلا در ماده ۲۹، حضور ۷۲ روزه در طول هجده ماه و تهیه ۲۰ فقره گزارش را مقرر کرده است. این ارقام مبنای مقرراتی دارند اما بخشنامههای داخلی هر کانون میتواند جزئیات و قالب را تغییر دهد.
ایراد عدم توجه دعوا با ایراد عدم ذینفعی چه فرقی دارد؟
بند ۴ ماده ۸۴ ناظر بر خوانده است: ادعا اساساً متوجه شخصی که طرف دعوا قرار گرفته نیست. بند ۱۰ ناظر بر خواهان است: کسی که دعوا را اقامه کرده، نفعی در آن ندارد. یکی میگوید طرف مقابل را اشتباه گرفتهاید و دیگری میگوید خودتان جای درستی برای طرح این دعوا نیستید. در گزارش، ذکر شماره بند اهمیت دارد چون مبنای استدلال و پاسخ طرف مقابل را تعیین میکند.
آیا میتوانم متن دادنامه یا لایحه را برای تحلیل در یک ابزار هوشمند وارد کنم؟
از نظر فنی بله، از نظر حرفهای باید محتاط باشید. اسناد پرونده حاوی مشخصات هویتی و گاهی اطلاعات حساس اصحاب دعوا هستند و تکلیف حفظ اسرار، موضوع ماده ۳۰ قانون وکالت و ماده ۶۴۸ قانون مجازات اسلامی است. رویه ایمن این است که مشخصات هویتی و شماره کلاسه را حذف یا جایگزین کنید، فقط بخش مورد نیاز را وارد کنید، و از سرویسی استفاده کنید که سیاست نگهداری دادهاش را میشناسید.
بخش تحلیل گزارش را چطور بنویسم که ارزش داشته باشد؟
تحلیل خوب، تکرار گردشکار نیست. سه پرسش را پاسخ دهید: نقطه ضعف حقوقی هر طرف در این جلسه کجا بود، چه ایراد یا دفاعی میشد مطرح کرد و نشد، و با فرض ادامه همین روند، محتملترین تصمیم بعدی دادگاه چیست و چرا. اگر هر سه پاسخ، به یک ماده قانونی یا یک قاعده آیینی مشخص گره خورده باشد، تحلیل شما از نود درصد گزارشهای همدورهایهایتان جلوتر است.
جمعبندی
گزارشنویسی محاکم برای کارآموز، نه یک تشریفات اداری است و نه صرفاً یک تمرین نگارشی. تکلیفی است که آییننامه با عدد و دوره مشخص کرده و کارکردش این است که شما را وادار کند هر روز، یک جلسه واقعی را از زبان روایت به زبان آیین دادرسی ترجمه کنید. ارزش این تمرین در همان ترجمه است، نه در متنی که تحویل میدهید.
هوش مصنوعی در این مسیر یک نقش روشن دارد و یک نقش ممنوع. نقش روشنش این است که وقت شما را از قالببندی و رسمینویسی آزاد کند و جاهای خالی یادداشتها را همان روز به شما نشان دهد، نه هفتهها بعد. نقش ممنوعش این است که بهجای شما تصمیم بگیرد اظهار خوانده در کدام بند ماده ۸۴ مینشیند، کدام جمله اقرار است، و پرونده به کجا میرود. اولی ساعتها به شما برمیگرداند؛ دومی همان مهارتی را از شما میگیرد که کل دوره کارآموزی برای ساختنش طراحی شده است. اگر میخواهید ببینید یک دستیار حقوقی طراحیشده برای همین جنس کار چه شکلی است، وکیل هوش مصنوعی وکیلدیجی نقطه شروع مناسبی است.
این نوشته جنبه آموزشی و اطلاعرسانی دارد و مشاوره حقوقی محسوب نمیشود. مواد قانونی و مقررات کارآموزی نقلشده در آن ممکن است اصلاح شوند و هر کانون و کمیسیون کارآموزی، ضوابط و قالبهای داخلی خود را دارد. پیش از هر اقدام، متن بهروز مقررات و آخرین اطلاعیه مرجع کارآموزی خود را ببینید.