طلاق، مهریه و دعاوی خانواده
دادخواست طلاق و مهریه، پیشبینی رأی خانواده و مشاورهٔ حقوقی خانوادگی.
دعاوی خانواده — از مهریه تا طلاق توافقی و غیرتوافقی — معمولاً بار احساسی دارند، پس دقت در واژهها و مستندات دوچندان اهمیت پیدا میکند. نمونههای زیر پاسخ واقعی دستیار به همین نوع پرسشهاست؛ اگر پرسشی دارید که این نمونهها پوشش نمیدهند، از پشتیبانی وکیلدیجی بپرسید یا مستقیم گفتوگو را در صفحه اصلی شروع کنید.
واقعیت قانونی این حوزه ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی است: زوجه میتواند وقتی ادامهٔ زندگی برایش موجب «عسر و حرج» شود، از دادگاه خانواده تقاضای طلاق کند، و تبصرهٔ الحاقی سال ۱۳۸۱ چند مصداق روشن برای همین عسر و حرج برشمرده، از جمله ترک زندگی خانوادگی توسط شوهر به مدت شش ماه متوالی یا نه ماه متناوب در یک سال بدون عذر موجه، و اعتیاد مضر به زندگی مشترک که با دستور دادگاه هم ترک نشود. تشخیص اینکه وضعیت یک موکل واقعاً زیر یکی از این مصداقها قرار میگیرد یا باید از مسیر طلاق توافقی رفت، نخستین تصمیمی است که مسیر کل پرونده را عوض میکند.
طلاق و مهریه: مسیر واقعی پرونده
دو مادهای که مسیر پرونده را از همان ابتدا مشخص میکند.
طلاق به درخواست زوجه از باب عسر و حرج، موضوع ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی است و مسیرش با طلاق توافقی کاملاً فرق دارد: زوجه باید عسر و حرج را در دادگاه اثبات کند، دادگاه ابتدا شوهر را به طلاق الزام میکند، و تنها اگر الزام ممکن نباشد، خودِ دادگاه با اذن حاکم شرع رأی به طلاق میدهد. مصداقهای تبصرهٔ سال ۱۳۸۱ (ترک زندگی، اعتیاد، محکومیت کیفری پنج سال یا بیشتر، ضرب و شتم مستمر) نقشهٔ راه اثبات پرونده را میسازند و کمترین فایدهشان این است که بهجای اثبات یک مفهوم انتزاعی، به اثبات یکی از این مصداقهای مشخص تبدیل میشوند.
مهریهٔ بالای ۱۱۰ سکهٔ بهار آزادی هم از قواعد خاص خودش تبعیت میکند: طبق ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده (۱۳۹۱)، وصول مهریه تا سقف ۱۱۰ سکه مشمول قانون نحوهٔ اجرای محکومیتهای مالی است، اما وصول مازاد بر آن منوط به اثبات ملائت (توانایی مالی) زوج است، نه صرف صدور حکم. این یعنی زوجی که مهریهاش هزار سکه است، برای دریافت کامل آن باید ابتدا ملائت شوهر را در دادگاه ثابت کند، وگرنه پرونده به سمت اعسار و تقسیط میرود؛ محاسبهٔ مهریه به نرخ روز هم در همهٔ این مسیرها الزامی باقی میماند.
در عمل، همین دو ماده باعث میشوند نگارش دادخواست طلاق یا مهریه با انتخاب درست الفاظ شروع شود؛ نمونهٔ دادخواست طلاق در وکیلدیجی همین تفاوت مسیرها را روی یک پروندهٔ واقعی نشان میدهد. اشتباه رایج این است که زوجه بدون اشاره به مصداق مشخص تبصرهٔ ماده ۱۱۳۰، تنها از «سختی زندگی» بهصورت کلی صحبت کند، که برای دادگاه کافی نیست.
پروندهٔ خانواده به دلیل بار احساسی و حساسیت اطلاعات، از آن دسته پروندههایی است که خروجی هوش مصنوعی همیشه باید با یک نگاه انسانی نهایی تطبیق داده شود، نه فقط برای صحت حقوقی، بلکه برای لحن و دقت در جزئیات خانوادگی که هیچ مدلی بهتنهایی از عهدهٔ آن برنمیآید.
این دسته یک مسیر کامل را برای دعاوی خانواده میسازد: ابتدا با مشاورهٔ حقوقی خانواده شروع میکنید تا بفهمید حق قانونیتان چیست و کدام مسیر (طوافقی، عسر و حرج، الزام شوهر به طلاق) برای شرایط شما مناسبتر است، سپس با نگارش دادخواست طلاق و دادخواست مطالبهٔ مهریه اقدام میکنید، و در نهایت با پیشبینی نتیجهٔ پروندهٔ خانواده میسنجید که آیا شانس موفقیت در مسیر انتخابی واقعبینانه است یا باید استراتژی را تغییر داد. گروهبندی بر اساس منطق دادگاه خانواده است: فهم حقوق → نگارش → سنجش، دقیقاً همان ترتیبی که یک پروندهٔ واقعی در دادگاه خانواده طی میکند.